تبلیغات
سجاده ی اشک و عشق

شما رو به قلبتون قسم همدیگرو دوست داشته باشید که وقتمون تو این وادی خیلی کمه!


Admin Logo
themebox Logo
Join the Mailing List!
Email Address:
First Name:
Last Name:
Address:
City:
State:
Zip Code:

JavaScript Codes
تاریخ:سه شنبه 15 فروردین 1391-05:07 ب.ظ

گل نرگس

گل نرگس

 

روزی در تقویم خواهند نوشت: تعطیل..."روز فرج مهدی فاطمه(ع)"

در مدینه كنار ساختمان نیمه كاره ای تابلوی زیر را می بینیم:  پروژه حرم مطهر بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س)

كار فرما: قائم آل محمد (ص)

پیمانكار: یاران حضرت

مساحت: وسعت دل تمام شیعیان

((فرج مهدی فاطمه سه صلوات))





تاریخ:سه شنبه 15 فروردین 1391-03:30 ب.ظ

آف

سلام دوستان عزیز حتماازسخنان دکترشریعتی پایین صفحه وب استفاده کنید.



تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:33 ق.ظ

جواب بده!!!

اگه امروز ،روزجهانی حرفای نگفته بود چی بهم میگفتی بی رودروایسی؟؟؟





تاریخ:چهارشنبه 24 اسفند 1390-04:59 ب.ظ

مردی‌ که‌ برای‌ نام‌ خلیج‌فارس‌ از‌2 میلیارد‌ تومان‌ گذشت!!!!



مردی‌ که‌ برای‌ نام‌ خلیج‌فارس‌ از‌2 میلیارد‌ تومان‌ گذشت!!!!

محمدحسین کبادی پس از 35 روز 432 کیلومتر از طول خلیج فارس شنا کرد و به این ترتیب برای نخستین بار در دنیا این مسافت در این مدت رخ داده و رکود شنای این امدادگر ایرانی در آب های آزاد در کتاب ‘گینس’ به ثبت می رسد.








تاریخ:جمعه 19 اسفند 1390-10:24 ق.ظ

لحظه تحویل سال1391هجری شمسی




ساعت8و44و27ثانیه روزسه شنبه 1فروردین 1391هجری شمسی




تاریخ:جمعه 19 اسفند 1390-10:13 ق.ظ

آنتی ویروس




پس تلاش کنیم همیشه مجهزبه آنتی ویروس باشیم.




تاریخ:یکشنبه 14 اسفند 1390-05:59 ب.ظ

نماینده مجلس شهرستان گلپایگان وخوانسار



آقای سیدمحمدحسین میر‌محمدی نماینده خوانسار و گلپایگان شد.  

سیدمحمدحسین میرمحمدی با نزدیک به 14 هزار و 400 رأی از کل 51 هزار آرای مأخوذه در این حوزه انتخابیه به خانه ملت راه یافت.

                                              

                                              

 










تاریخ:یکشنبه 7 اسفند 1390-03:49 ب.ظ

عشق وخدا

عشق وخدا

 

معلم به مجنون گفت :

 

بنویس : الله

 

مجنون نوشت : لیلا ،لیلا ، لیلا

 

دوباره

 

معلم به مجنون گفت :

 

بنویس : الله

 

مجنون نوشت : لیلا ،لیلا ، لیلا

 

معلم به مجنون گفت : 

 

دوزخ تورا باشد جایگاه

 

معلم نمیدانست که

 

نام دیگر الله هست لیلا

آری خداوند به وسعت وجودش نام دارد .

 

 

 



تاریخ:جمعه 5 اسفند 1390-11:50 ق.ظ

دلنوشته








مگذار مرا دراین هیاهو، آقا

                    تنها و غریب و سربه زانو آقا

ای کاش ضمانت دلم را بکنی

                     تکـرار قـشـنگ بچـه آهــو آقا

 

خداجونم دلم برا امام رضا(ع)یه ذره شده

دلم برا نماز مغرب و عشای تو صحن جامع رضوی تنگ شده نمازی كه با هر ركعتش نسیم ملایمی صورتم رو نوازش میداد.

خداجونم دلم تنگه ، خدا میخوام برم روبروی پنجره فولاد بشینم و فقط بیصدا اشك بریزم فقط و فقط و فقط یك ساعت دوساعت سه ساعت و هیچكس نگه بلند شو بریم دیر شد.

امام رضا نمیدونم چرا اما یه جورایی مطمئن بودم كه امسال بعد از ماه رمضون میام پیشت اما نشد...............

چرا منو نطلبیدی چرا؟

مگه فرق ما با اون بچه مشهدی ها چیه كه هرروز هرروز بلند میشن میان زیارت

آخه آقاجون ماهم دل داریم ماهم میخوایم لااقل سالی یك بار بیایم از نزدیك بگیم السلام علیك یا علی بن موسی رضا

چه قدر جلوی تلویزیون بشینیم تا یه ارتباط مستقیم به حرم نشون بدن ما بدوییم سلام بدیم

آخه آقا جون خودت بگو اینجوری دلت برا ما نمیسوزه؟

یه جورایی بیا پادرمیونی كن یه پارتی بازی چیزی بكن من امسال بیام خیلی دلم برات تنگ شده آقا.

دوستای خوبم این 05112003334شماره تلفن امام رضاست شما هم اگه مثه من دلتون تنگ شد زنگ بزنید با امام رضا درددل كنید.










تاریخ:جمعه 5 اسفند 1390-10:54 ق.ظ

تروردانشمندفیزیک هسته ای




بسم ا...الرحمن الرحیم

مصطفی احمدی روشن یک پسرچهارساله به نام علیرضادارد

وایشان دررشته ی مهندسی فیزیک  هسته ای تحصیل می کردواستاددانشگاه صنعتی شریف بودواین انسان شریف درتاریخ 21/10/90به دست صهیونیست های غاصب ترورگشت وبعدازشهادت مصطفی احمدی روشن حدودسیصدنفرازدانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ازرشته های بسیارخوبی ازجمله:مهندسی مواد،هواوفضاو...به رشته ی فیزیک هسته ای تغییررشته دادندوحدودهزارنفرازدانشجویان سرارکشوربه این رشته تغییررشته دادندواین ها بیانگراین است که دانشجویان می خواهندبگویندماادامه دهنده ی راه مصطفی احمدی روشن هستیم وخواهیم بود.

«حالابرای شادی روح مصطفی احمدی روشن ازدل وازجان صلوات بفرست.»







تاریخ:پنجشنبه 4 اسفند 1390-06:43 ب.ظ

واژه ها

*واژه ها*

پرمعنی ترین کلمه «ما»،است آن رابکارببندیم.

بی رحم ترین کلمه «تنفر»،است آن راازبین ببریم.

سرکش ترین کلمه« هوس»، است باآن بازی نکنیم.

خودخواهانه ترین کلمه« من»، است ازآن حذرکنیم.

ناپایدارترین کلمه« خشم»، است که نوعی جنون آنی است.





تاریخ:پنجشنبه 4 اسفند 1390-12:11 ب.ظ

آثاروبرکات نمازدربرزخ

آثاروبرکات نمازدربرزخ

ملامهدی نراقی ازشدت ورع وپاکی وسلامت وتقواچشم برزخی پیداکرده بود می فرماید:روزعیدبه قبرستان به زیارت مردگان رفتم برسرقبرمرده ای ایستادم وگفتم عیدی من کو؟

شب ان روزچهره ای باصفاونورانی رادرعالم خواب مشاهده کردم که من گفت( فرداکنارقبرمن بیاتاتوراعیدی دهم.)

صبح ازپی ان خواب رفتم چون برسران قبررسیدم عالم برزخ برای من کشف شد دراین هنگام باغی عجیب بادار ودرختی که هرگز چشمم نظیرش راندیده بود مشاهده کردم وسط باغ قصری بسیارباعظمت قرار داشت مرابه درون قصردعوت کردندچون واردشدم شخصی باعظمت برتختی مرصع دیدم به اوگفتم:( ازکدام طایفه ای؟)

پاسخ داد:(ازگروه عبادت کنندگان) گفتم :(ازکجابه این مقام رسیدی؟)

گفت:( سلامت درکسب، نمازجماعت اول وقت.)





تاریخ:شنبه 22 بهمن 1390-03:12 ب.ظ

اسرارنمازاززبان آیت ا...بهجت

روح نماز



نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82] اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]
  

1. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همه مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

2. نماز، جامی است از اَلَذ لذایذ [لذت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

3. نماز، اعظم مظاهر عبودیت است که در آن، توجه به حق می شود. [در محضر بهجت:2/377]

4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقربی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

6. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]

7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقق می شود، کار تمام است!

8. شاید حکمت تکرار نماز-علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریه و باطنیه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

16. از آیِهشریفه (اِن الصَلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

17. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدرمی کند و نورانیت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

18. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواس(باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

19. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و هم? بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که:(لَو عَلِمَ المُصَلی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

20. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

21. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علیین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

22. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

23. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

23. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

24. سؤال: مستدعی است جمل? کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

25. اگر کسی با وجود این همه مشوقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]

26. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَن کُل شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

27. از حدیث (تَنَعمُوا بِعِبادَتی فی الدُنیا فَاِنکُم تَتَنَعمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیت تنعم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

28. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

نماز، جامی است از اَلَذ لذایذ [لذت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!

29. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

30. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُم اَنتَ السلامُ، وَ مِنکَ السلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السلامُ، حَیِنا رَبنا مِنکَ السلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیت گوی!)[نکته های ناب:83]

31. در جایی دارد که: خدا منت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]

32. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُم ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُم ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]







تاریخ:شنبه 22 بهمن 1390-09:32 ق.ظ

؟؟؟؟؟چیستان؟؟؟؟؟

1. كدام نماز یك ركعتی است؟

2. كدام نماز است كه ركوع و سجده ندارد؟

3. كدام یك از اركان نماز است كه نقطه ندارد؟

4. كدام نماز است كه اگر غلط خوانده شود، حجّ باطل است؟

5. كدام نماز 4 ركعتی كه در آن 4 بار تشهّد خوانده می شود؟

6. كدام یك از مقدّمات نماز است كه از دو طرف خوانده می شود؟

7. كدام نماز است كه اگر زود برسیم حمد و سوره ندارد و اگر دیر برسیم، دارد؟

8. کدام نماز، به امامت آیت الله خوانساری در جنگ جهانی دوم خوانده شد و قم از خشک سالی نجات یافت؟

9. كدام مكان های مقدّسی است كه، مسافران در آن جا می توانند نماز را تمام بخواند و تعدادشان چند تاست؟

ازدوستان خواهش میکنم جواب چیستان هارا به شماره 09360938749پیام بفرستیدتابه قیدقرعه به شخصی که به طورکامل به چیستان هاپاسخ داده یک جلدقرآن کریم ویک سجاده منقش به نام ا... اهداشود.یاعلی!!!!!




تاریخ:شنبه 22 بهمن 1390-08:23 ق.ظ

دعای اول صحیفه سجادیه

سلام گرمی به همه دوستان می کنم!
ان شاا...که صبح بیست ودوبهمنیتون به خیرباشد.ازامروزتصمیم داریم در هرروز یکی ازدعاها ی صحیفه سجادیه رادروبلاگ قراردهیم بایاری امام زمان!


وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا ابْتَدَأَ بِالدُّعَاءِ بَدَأَ بِالتَّحْمِیدِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ، فَقَال :

الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ كَانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ یَكُونُ بَعْدَهُ الَّذِی قَصُرَتْ عَنْ رُؤْیَتِهِ أَبْصَارُ النَّاظِرِینَ، وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِینَ. ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً، وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَى مَشِیَّتِهِ اخْتِرَاعاً. ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَرِیقَ إِرَادَتِهِ، وَ بَعَثَهُمْ فِی سَبِیلِ مَحَبَّتِهِ، لَا یَمْلِكُونَ تَأْخِیراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ إِلَیْهِ، وَ لَا یَسْتَطِیعُونَ تَقَدُّماً إِلَى مَا أَخَّرَهُمْ عَنْهُ. وَ جَعَلَ لِكُلِّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلُوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لَا یَنْقُصُ مَنْ زَادَهُ نَاقِصٌ، وَ لَا یَزِیدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زَائِدٌ. ثُمَّ ضَرَبَ لَهُ فِی الْحَیَاةِ أَجَلًا مَوْقُوتاً، وَ نَصَبَ لَهُ أَمَداً مَحْدُوداً، یَتَخَطَّى إِلَیْهِ بِأَیَّامِ عُمُرِهِ، وَ یَرْهَقُهُ بِأَعْوَامِ دَهْرِهِ، حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَقْصَى أَثَرِهِ، وَ اسْتَوْعَبَ حِسَابَ عُمُرِهِ، قَبَضَهُ إِلَى مَا نَدَبَهُ إِلَیْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوَابِهِ، أَوْ مَحْذُورِ عِقَابِهِ، لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى. عَدْلًا مِنْهُ، تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ، وَ تَظاَهَرَتْ آلَاؤُهُ، لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْأَلُونَ. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرَّفُوا فِی مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسَّعُوا فِی رِزْقِهِ فَلَمْ یَشْكُرُوهُ. وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیَّةِ إِلَى حَدِّ الْبَهِیمِیَّةِ فَكَانُوا كَمَا وَصَفَ فِی مُحْكَمِ كِتَابِهِ «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا.» وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا عَرَّفَنَا مِنْ نَفْسِهِ، وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُكْرِهِ، وَ فَتَحَ لَنَا مِنْ أَبْوَابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِیَّتِهِ، وَ دَلَّنَا عَلَیْهِ مِنَ الْإِخْلَاصِ لَهُ فِی تَوْحِیدِهِ، وَ جَنَّبَنَا مِنَ الْإِلْحَادِ وَ الشَّكِّ فِی أَمْرِهِ. حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فِیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَى رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ. حَمْداً یُضِی‏ءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ، وَ یُسَهِّلُ عَلَیْنَا بِهِ سَبِیلَ الْمَبْعَثِ، وَ یُشَرِّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ، یَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا یُظْلَمُونَ، یَوْمَ لَا یُغْنِی مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَیْئاً وَ لَا هُمْ یُنْصَرُونَ. حَمْداً یَرْتَفِعُ مِنَّا إِلَى أَعْلَى عِلِّیِّینَ فِی كِتَابٍ مَرْقُومٍ یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ. حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُیُونُنَا إِذَا بَرِقَتِ الْأَبْصَارُ، وَ تَبْیَضُّ بِهِ وُجُوهُنَا إِذَا اسْوَدَّتِ الْأَبْشَارُ. حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِیمِ نَارِ اللَّهِ إِلَى كَرِیمِ جِوَارِ اللَّهِ. حَمْداً نُزَاحِمُ بِهِ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ، وَ نُضَامُّ بِهِ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ فِی دَارِ الْمُقَامَةِ الَّتِی لَا تَزُولُ، وَ مَحَلِّ كَرَامَتِهِ الَّتِی لَا تَحُولُ. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ، وَ أَجْرَى عَلَیْنَا طَیِّبَاتِ الرِّزْقِ. وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضِیلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلَى جَمِیعِ الْخَلْقِ، فَكُلُّ خَلِیقَتِهِ مُنْقَادَةٌ لَنَا بِقُدْرَتِهِ، وَ صَائِرَةٌ إِلَى طَاعَتِنَا بِعِزَّتِهِ. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَغْلَقَ عَنَّا بَابَ الْحَاجَةِ إِلَّا إِلَیْهِ، فَكَیْفَ نُطِیقُ حَمْدَهُ أَمْ مَتَى نُؤَدِّی شُكْرَهُ لَا، مَتَى. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی رَكَّبَ فِینَا آلَاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنَا أَدَوَاتِ الْقَبْضِ، وَ مَتَّعَنَا بِأَرْوَاحِ الْحَیَاةِ، وَ أَثْبَتَ فِینَا جَوَارِحَ الْأَعْمَالِ، وَ غَذَّانَا بِطَیِّبَاتِ الرِّزْقِ، وَ أَغْنَانَا بِفَضْلِهِ، وَ أَقْنَانَا بِمَنِّهِ. ثُمَّ أَمَرَنَا لِیَخْتَبِرَ طَاعَتَنَا، وَ نَهَانَا لِیَبْتَلِیَ شُكْرَنَا، فَخَالَفْنَا عَنْ طَرِیقِ أَمْرِهِ، وَ رَكِبْنَا مُتُونَ زَجْرِهِ، فَلَمْ یَبْتَدِرْنَا بِعُقُوبَتِهِ، وَ لَمْ یُعَاجِلْنَا بِنِقْمَتِهِ، بَلْ تَأَنَّانَا بِرَحْمَتِهِ تَكَرُّماً، وَ انْتَظَرَ مُرَاجَعَتَنَا بِرَأْفَتِهِ حِلْماً. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی دَلَّنَا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتِی لَمْ نُفِدْهَا إِلَّا مِنْ فَضْلِهِ، فَلَوْ لَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ إِلَّا بِهَا لَقَدْ حَسُنَ بَلَاؤُهُ عِنْدَنَا، وَ جَلَّ إِحْسَانُهُ إِلَیْنَا وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَیْنَا فَمَا هَكَذَا كَانَتْ سُنَّتُهُ فِی التَّوْبَةِ لِمَنْ كَانَ قَبْلَنَا، لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ، وَ لَمْ یُكَلِّفْنَا إِلَّا وُسْعاً، وَ لَمْ یُجَشِّمْنَا إِلَّا یُسْراً، وَ لَمْ یَدَعْ لِأَحَدٍ مِنَّا حُجَّةً وَ لَا عُذْراً. فَالْهَالِكُ مِنَّا مَنْ هَلَكَ عَلَیْهِ، وَ السَّعِیدُ مِنَّا مَنْ رَغِبَ إِلَیْهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بِكُلِّ مَا حَمِدَهُ بِهِ أَدْنَى مَلَائِكَتِهِ إِلَیْهِ وَ أَكْرَمُ خَلِیقَتِهِ عَلَیْهِ وَ أَرْضَى حَامِدِیهِ لَدَیْهِ حَمْداً یَفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنَا عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ. ثُمَّ لَهُ الْحَمْدُ مَكَانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ عِبَادِهِ الْمَاضِینَ وَ الْبَاقِینَ عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَمِیعِ الْأَشْیَاءِ، وَ مَكَانَ كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا عَدَدُهَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً أَبَداً سَرْمَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ. حَمْداً لَا مُنْتَهَى لِحَدِّهِ، وَ لَا حِسَابَ لِعَدَدِهِ، وَ لَا مَبْلَغَ لِغَایَتِهِ، وَ لَا انْقِطَاعَ لِأَمَدِهِ حَمْداً یَكُونُ وُصْلَةً إِلَى طَاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَباً إِلَى رِضْوَانِهِ، وَ ذَرِیعَةً إِلَى مَغْفِرَتِهِ، وَ طَرِیقاً إِلَى جَنَّتِهِ، وَ خَفِیراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ أَمْناً مِنْ غَضَبِهِ، وَ ظَهِیراً عَلَى طَاعَتِهِ، وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِیَتِهِ، وَ عَوْناً عَلَى تَأْدِیَةِ حَقِّهِ وَ وَظَائِفِهِ. حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِی السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِیَائِهِ، وَ نَصِیرُ بِهِ فِی نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُیُوفِ أَعْدَائِهِ، إِنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیدٌ.


ستایش خدای ـ عزّوجل ـ

ستایش برای خداست؛ آن نخستینِ بی‌آغاز و آن واپسینِ بی‌انجام.
او كه دیده‌ی بینندگان از دیدنش فرو مانَد، و اندیشه‌ی وصف كنندگان ستودنش نتواند.
آفریدگان را به قدرت خود آفرید، و به خواستِ خویش بر آنان جامه‌ی هستی پوشید.
آن‌گاه ایشان را به راهی كه می‌خواست رهسپار كرد، و به جاده‌ی محبّت خود روان گردانید. آفریدگان نتواند از حدّی كه خدا برایشان مقرّر ساخته است، قدمی پیش و پس بگذارند.
برای هر یك از آنان روزی‌ام معلوم و به اندازه قرار داده است؛ آن گونه كه هیچ كس نتواند از آن كس كه خدا فراوان به او داده، چیزی بكاهد، و به آن كس كه اندك به او بخشیده، چیزی بیفزاید.
سپس برای زندگی‌اش پایانی مشخص و زمانی معیّن قرار داد كه با روزهای عمرش به سوی آن گام بر می‌دارد، و با سال‌های روزگار خویش بدان نزدیك می‌شود؛ تا چون واپسین گام‌ها را بردارد و عمرش به سرآید، جان او را بستاند و به سوی پاداش بسیار یا عذاب وحشت‌بار خود روان سازد، «تا آنان را كه بد كرده‌اند، به سبب كردارشان، سزا دهد، و آنان را كه نیكی كرده‌اند، جزا بخشد»؛
و این، نشانِ دادگری اوست. نام‌های او پاك و بی‌نقص است، و نعمت‌هایش بر همه آشكار. «از آنچه می‌كند، باز خواست نشود، در حالی كه آنان بازخواست شوند.»
ستایش برای خداست كه اگر در برابر آن همه نعمتِ پیاپی كه بر بندگانش فرستاد، ستایش خود را به ایشان نمی‌آموخت، از نعمت‌هایش بهره می‌جستند و او را سپاس نمی‌گفتند، و از روزی‌اش گشایش می‌یافتند و شكرانه‌ی آن را به جا نمی‌آوردند.
در این صورت، از مرزهای انسانی برون می‌افتادند و در وادی حیوانی پای می‌نهادند، و آن گونه می‌شدند كه خدا در كتاب استوار خود فرمود: «آنان مثل چارپایانند، نه بیش‌تر، بلكه از چارپایان نیز گمراه‌تر.»
ستایش برای خداست كه خود را به ما شناسانید، و شیوه‌ی سپاسگزاریِ از خود را به ما آموخت، و درهای علم به پروردگاری‌اش را به روی ما گشود، و ما را به اخلاص ورزیدن در توحیدِ‌خود رهنمون ساخت، و از شك و ناباوری نگاه داشت.
ستایش كه با آن در حلقه‌ی ستایشگرانش درآییم، و به یاری آن پیشی گیریم از همه‌ی آنان كه در طلب خشنودی و بخشایش او پیش افتاده‌اند.
ستایشی كه به سبب آن، تیرگی‌های برزخ بر ما آشكار، و راه رستاخیز هموار شود، و در روزی كه «هر كس به سزای خود برسد و بر كسی ستم نرود»، و در «روزی كه هیچ دوستی به كار دوستِ خود نیاید و هیچ كس به یاری دیگری نشتابد»، ما در پیشگاه گواهان (فرشتگان و پیامبران و امامان ـ علیهم السّلام ـ ) بلند مرتبه شویم.
ستایشی نوشته شده در كارنامه‌ی ما كه تا «اعلی علّیّین» بالا رود و فرشتگان مقرّب خدا بر آن گواهی دهند.
ستایشی كه در روز خیره شدن چشم‌ها از ترس قیامت، دیدگان ما بدان روشنی گیرد، و آن گاه كه عدهّ‌ای سیه‌روی گردند، ما بدان رو سپید شویم.
ستایشی كه ما را از آتش دردناك خدا برهاند و در كنار بخششِ همواره‌اش بنشاند.
ستایشی كه ما را با فرشتگانِ مقرّب او همنشین سازد، و در سرای جاویدی كه پیوسته باقی است، و در جایگاه پُر نعمتی كه هرگز دگرگون نشود، ما را با پیامبرانی كه فرستاده همدوش و همنفس گرداند.
ستایش برای خداست؛ او كه زیبایی‌های آفرینش را برای ما برگزید، و روزی‌های پاك و نیكو را به سوی ما روان گردانید،
و ما را بر همه‌ی آفریدگان برتری بخشید و بر آنان چیرگی داد. پس اینك هر آفریده‌ای به توانایی او فرمانبردار ماست. و به یاری او در اطاعت ما ناچار.
ستایش برای خداست كه دَرِ نیاز را، جز به درگاه خویش، از همه سو بر ما بست؛ حالا چگونه سپاس او را گزاریم؟ كی توانیم از عهده‌ی شكرش به درآییم؟ نه، كی توانیم؟
ستایش برای خداست؛ او كه در پیكر ما ابزارهایی برای گشودن و بستنِ اندام‌ها نهاد، و ما را از نیروی زندگی بهره‌مندی داد، و اندام‌هایی برای كار و تلاش در ما پدید آورد، و از خوردنی‌های پاك و گوارا روزی‌مان كرد، و با فضل و بخشش خود ما را توانگر ساخت. و با نعمت خویش سرمایه‌مان بخشید.
آنگاه ما را به كارهای فرمان داد تا فرمانبرداری‌مان را بسنجد، و از كارهایی نهی فرمود تا سپاسگزاری‌مان را بیازماید. پس از آن، چون از فرمانش سرپیچیدیم و بر مركب نافرمانی‌اش نشستیم، در كیفر دادنِ ما عجله نكرد و در انتقام گرفتن از ما شتاب نورزید، بلكه از سَرِ بزرگواری، با رحمت خود با ما مدارا كرد، و از روی بردباری، با مهربانی مهلتمان داد و بازگشتِ ما را به انتظار نشست.
ستایش برای خداست كه ما را به راه توبه رهنمون گردید، و از احسانِ او بود كه ما بدان راه افتادیم. و اگر از نعمت‌های او به همین یك نعمت بسنده كنیم، باز هم نعمت دادنش نیكو، احسانش در حقّ ما بس بزرگ، و بخشش او از شمار بیرون است.
آیین خداوندی‌اش در پذیرش توبه‌ی پیشینیان این گونه نبود. هر چه را تاب آن نداشتیم، از عهده‌ی ما برداشت، و جز به اندازه‌ی توانمان تكلیف نفرمود، و ما را جز به كارهای آسان وا نداشت، و برای هیچ یك از ما بهانه‌ای باقی نگذاشت.
اینك، از ما نگون‌بخت آن كس است كه نافرمانیِ خدا كند، و نیك‌بخت آن كس كه به او روی آورَد.
ستایش برای خداست به هر زبانی كه نزدیك‌ترین فرشتگانش و گرامی‌ترین آفریدگانش و پسندیده‌ترین ستایشگرانش او را بدان می‌ستایند.
ستایشی برتر از هر ستایش دیگر؛ به همان اندازه كه پروردگار ما، خود، از همه‌ی آفریدگانش برتر است.
پس به جای هر نعمتی كه بر ما و همه‌ی بندگان درگذشته و زنده‌ی خود ارزانی داشته است، و به شمار تمام آنچه در علم بی‌پایان او گنجد، و به جای هر یك از نعمت‌هایش، او را سپاس می‌گوییم؛
شكر و سپاسِ چندین برابر و بی‌آغاز و انجام، تا هنگامه‌ی رستاخیز؛ ستایشی كه بی‌اندازه است، و به شمار درنیاید، و پایان نپذیرد، و در آن هیچ گسستی نباشد.
ستایشی كه وسیله‌ای برای رسیدن به فرمانبرداری و بخشایش او، و راهی به بهشت، و پناهگاهی در برابر انتقام، و آسایشی از خشم، و پشتیبانی برای فرمانبرداری، و بازدارنده‌ای از نافرمانی، و مددكاری بر انجام دادن فرموده‌های او باشد.
ستایشی كه با آن در جرگه‌ی دوستدارانِ نیك‌بختِ او درآییم، و در صفِ كسانی باشیم كه با شمشیرهای دشمنانش به شهادت رسیده‌اند. بی‌شك، او سرپرست مؤمنان و نیكو خصال است.








  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3